تبليغاتX
دست نوشته های دختری به نام بهناز

دست نوشته های دختری به نام بهناز

 

 

 

سلام دوستان خوبید؟؟؟

من رو به خاطر این که مدتی نیومدم پیشتون ببخشید.

بلگفا باز نمیکرد حالا که ای دی اس ال گذاشتم باز شد

تا زه ه ه ه ه ه ه ه ه.....

کلی پروژه و درس هم دارم م م م م م. تمام تلاشم رو میکنم واسه ۲۰ ............آخه میخوام ممتاز بشمممتاز شدن این ها رو هم داره خوب

اون هفته تعطیل میشم .... بعد میام و به تک تکتون سر میزنم و یک آپ توپ هم میگذارم....

دوستتون دارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 5:19 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»')


 

 

 

 

 

 

 

 

سلام دوستان گلم خوبید؟؟؟؟

من مدتی به کرج رفته بودم و مادربزرگ و پدر بزرگم رو دیدم و تا اصفهان رسیدم دنبال کار های ثبت نامم بودم.خوب بعد از یک استراحت خوب دوباره باید تلاشم رو شروع کنم.هر کسی برای خودش اهداف و یا به قول معروف آرزوهایی داری....من میخوام که به اهدافم برسم....و مطمئنم میرسم.به قول استادم شک نکنید

از تمام اینها که بگذریم سخن ولنتاین خوشتر است.

من ۲۵ بهمن روز ولنتاین رو به همه عزیزانم تبریک میگم و به این مناسبت کمی در باره این روز زیبا ( روز عشق ) می نویسم

 

 

چرا روز عشق رو میگن ولنتاین؟؟؟؟

ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت مي كرده است(زماني كه امپراطوركلاديوس دوم بر روم حكمراني مي كرده).كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز مي باشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد.ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه مي پنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.

خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر مي برد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان  زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر مي برد به ملاقات وي مي آمد.در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.

ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد(تقريبا در سال 269 پس از ميلاد). به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد  بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين مي باشد.

   ولنتاین یا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوریه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته میشود

 

سمبلهای ولنتاین

شامل موارد زیر میباشد:

۱-شكل یك قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی كـه قـلب مركز
احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری
عشق را نشان میدهد. هنگامی كه شما از سوی معشوق خود طرد
میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.

 

2- كیوپید(CUPID): كـه به شـكل یك كودك برهنه، فربه و
بالدار ترسیم میگردد. این كودك شیطان با لبخندی موذیانه
تـیـر و كمان نیز با خود حمل میكند. چنانچه یكی از تیرهای
این كودك به قلب فردی اصابت كند وی فورا عاشق میشود.
كـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه
های روم باستان  می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است.
كوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای
كوپید در افسانه های یونانی اروس ((EROS نام دارد.


3- كبوتر،قمری و مرغ عشق:
این پرندگان
نماد وفاداری، پاكی و معصومیت هستند.

۴- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت. 

 

۵- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـیـل
میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده كه هرگاه
دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی كه متوجه آن
میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به  زن میداد.


6- گره های عشق: از یك سری حلقه های در هم تنیده و بافته
شـده تشكـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد
عشق جاودانی و پایدار است.

۷- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در كارت های تبریك و نامه های روز ولنتاین است.

 

8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد كه شوالیه ها
هنـگـامیكه
عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت
كرده و آن را به یادگار با خود میبردند.

 

* سالیانه بیش از یك میلیارد كارت تبریك ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.

* سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود كه اغلب آنها را مردان خریداری میكنند.

* هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبریك ولنتاین، عروسك، شمع، یك نامه عاشقانه، یك قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه كوچك.

* برای جشن گرفتن این روز به یك كافی شاپ و یا برای صرف شام به یك رستوران دنج بروید.

* رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.

* برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو كشور فرانسه و انگلیس آغاز  گردیده است.

* ابتدا كارتهای تبریك ولنتاین را هر كس خودش تهیه میكرد اما از سال 1800 كارتهای تبریك ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این كارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس كارتهای تبریك چاپی جایگزین آنها گردید.

* در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولین مردی  كه در آن روز ببینند، ظرف یكسال  ازدواج خواهند كرد. شكسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره كرده است.

* در برخی كشورها رسم بر این است كه مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.

* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.

* در زمانهای گذشته در ولز چنین  مرسوم بود كه در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یكدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و كلید و قفل كنده كاری شده بود. معنی این كنده كاریها چنین بود: "تو قلب مرا گشوده ای" یا "كلید دروازه قلب من دست توست."

* برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد.  اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره  باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.

* كودكان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میكردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.

* اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند كه باید به مردان شكلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همكاران مرد خود بویژه رییس خود شكلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به "روز سفید"(WHITE DAY) كه تاریخ آن 14 مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یك لباس زنانه سفید رنگ است.

* در چین هم افسانه ای  وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی  است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میكنند تا كدبانوهای با كفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میكنند  تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.

* بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس  وسپس به آمریكا راه یافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته میشود .

 

فال ولنتاین

۱۴فوريه چه احساسي در شما ايجاد مي کند؟ شادي يا ترس؟ آيا مي دانيد که متولدين ماه هاي مختلف واکنش متفاوتي نسبت به اين رويداد رمانتيک دارند و دوست دارند ولنتاين را به صورتي متفاوت جشن بگيرند؟


برج حمل (فروردين)



شما بيشترين کارت ها، گل ها، و شکلات ها را هديه مي گيريد. البته فکر کنم بدتان هم نمي آيد که خودتان هم براي خودتان گل و شکلات بفرستيد!


برج ثور (ارديبهشت)



يک دسته گل قاصدک، شکلات هاي ارزان قيمت و شامي در يک رستوران فَست فود؟ نگران نباشيد، احتمالاً داريد کابوس مي بينيد!

 


برج جوزا (خرداد)


متولدين اين ماه مثل ساير کارهايشان، امشب هم با دو نفر قرار دارند، و آخر شب را هم با دوستانشان برنامه مي گذارند.

 


برج سرطان (تير)



فکر مي کنم براي متولدين اين ماه هيچ هديه اي از يک دستمال ابريشمي گلدوزي شده و يک بسته شکلات قلب شکل بهتر باشد.



برج اسد (مرداد)



يک شاخه گل رزي که معشوقتان برايتان فرستاده است اصلاً خوشحالتان نمي کند. فکر مي کنيد لياقت حداقل صدها شاخه گل را داشته ايد!

 


برج سنبله (شهريور)



اصلاً دوست نداريد که جعبه شکلاتي را که هديه گرفته ايد را با کسي سهيم شويد. همه اش نگران اين هستيد که مبادا يکي به آنها ناخنک بزند يا گل هايتان را بو کند!


برج ميزان (مهر)

 

به هر کسي که مي شناسيد کارت ولنتاين مي فرستيد: آرايشگرتان، معلم هايتان، بقال محل، پسر خاله ي بقال محل و...دوست نداريد هيچ کس اين شب احساس تنهايي کند.

 



برج عقرب (آبان)



برخلاف معمول شما اصلاً دوست نداريد که شب ولنتاين شام را بيرون صرف کنيد. ترجيح مي دهيد يک شب رويايي را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانيد!


برج قوس (آذر)

 

اصلاً دوست نداريد براي کسي کارت ولنتاين بفرستيد! اگر کسي بيشتر از آن چيزي که منظور شما بوده از آن کارت استنباط کند چه؟ به خاطر همين خودتان را به فراموشي مي زنيد که انگار يادتان رفته ولنتاين چه روزي است!

 


برج جدي (دي)



بوي گل شما را به عطسه مي اندازد و اصلاً هم از شکلات خوشتان نمي آيد! درعوض به نظرتان هيچ چيز براي ولنتاين بهتر از يک هديه ي گران قيمت نيست!

 


برج دلو (بهمن)



دوست نداريد از روال عادي زندگي بيرون بياييد. همان چاي گياهيتان را مي خوريد و اصلاً هم فکر نمي کنيد خوردن کمي شکلات باعث شود که مثل بقيه شويد!



برج حوت (اسفند)



عاشق اينجور مراسم ها هستيد! اصلاً به اميد همين روزها زندگي مي کنيد! فکر ميکنيد اگر هر روز زندگي ما آدم ها ولنتاين بود و همه به هم گل و شکلات هديه ميدادند، دنيا بهشت مي شد!

 

خاله کتایون دوستت دارم

امیدوارم دوست داشته باشید

 

داستان عشقی

مدتی پیش به وبلاگ یکی از دوستام رفتم.داستان زیبایی رو در وبلاگش خوندم و تصمیم گرفتم با اجازش اون داستان رو به مناسبت روز عشق در وبلاگم بگذارم. 

 

*** سر کلاس درس معلم پرسید: هی بچه ها چه کسی میدونه عشق یعنی چی؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس به یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه میکردن.

ناگهان عسل یکی از بچه های کلاس اروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو

چشاش جمع شده بود....

عسل سه روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید.

بغض عسل ترکید و شروع کرد به گریه کردن . معلم اون دید و گفت:

عسل جان تو جواب بده دخترم عشق چیه ؟

عسل با چشمای قرمز و پف کرده و با صدای گرفته گفت: عشق؟

دوباره یه نیشخند زد و گفت: عشق....ببینم خانم معلم شما تا بحال کسی رو دیدی که بهت بگه

عشق چیه؟

معلم مکث کرد و جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم.

عسل گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا معنی عشق رو خوب

درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید.

و ادامه داد : من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم

که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره به جز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم . برای

یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه . گریه های شبانه به دور از چشم بقیه

به طوری که بالشم خیس میشد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیزی و هر کسی حاضر بودم

هر کاری بزایش بکنم هر کاری.....

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مد ت پیش فهمیدم اون حتی قبل از

اینکه من عاشقش باشم عاشقم بوده... چه روزای قشنگی بود اس ام اس بازی های شبانه

صحبت های یواشکی ما با هم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب هم دیگه رو

دوست داشتیم وهر کاری برای هم میکردیم من چن بار دستشو گرفتم یعنی اون دست من گرفت

خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی

همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هر کسی به خاطرش بگذری اون

زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم میگفت که دیگه طاقت ندارم و موضوع

رو به پدرم گفت . پدرم از این موضوع خیلی ناراحت شد و فکر نمی کرد توی این مدت بین ما

یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود . پدرم میخواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم

نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو بزنه رفتم جلوی دست پرم و گفتم :پدر منو بزن اونو ول کن

خواهش میکنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم برو اون گفت عسل من نمی تونم بذارم که بجای

من تو رو بزنه من با دستم اونو به یه طرف هل دادم و گفتم به خاطر من برو.....

اون رفت و پدرم منو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو به خاطر

راحتیش تحمل کنی.بعد اون روز عشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو تو زندگیمون

راه ندیم اون رفت از اون روز به بعد کسی ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد

که توش نوشته شده بود:

عسل عزیزم من همیشه تو رو دوست داشتم و دارم من تا اخرین ثانیه ی عمرم به عهدم وفا میکنم

و منتظرت می مونم شاید ما تو این دنیا به هم نرسیم ولی بون عاشقا تو اون دنیا به هم میرسن

پس من زودتر میرم اونجا منتظرت می مونم خدانگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو......

عسل که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کرد و گفت :خب خانم معلم گمان میکنم

جوابم واضح بود. معلم هم که به شدت گریه میکرد گفت: اره دخترم میتونی بشینی.

عسل به بچه ها نگاه کرد همه داشتند گریه میکردند ناگهان در باز شد و ناظم داخل کلاس شد

و گفت:پدرو مادر عسل اومدن دنبال عسل برای ختم مراسم یکی از بستگان .

عسل بلند شد و گفت :چه کسی؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان.

دستهای عسل شروع کر به لرزیدن .پاهاش ذیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتاد و

بلند نشد ....

اره عسل قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش و من مطمئنم اون و تا توی اون دنیا به هم

رسیدن.....

عسل همیشه این شعرو تکرار میکرد:

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد                         خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد                          اغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 5:18 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»') |


 

 

 

 

سلام دوستان خوبم

اومدم بگم من کنکور قبول شدم دانشگاه نجف آباد اصفهان

و الان از کاردانی به کارشناسی میرم

میخوام به درجات عالیه برسم...تا بتونم در این جهان سودمندی داشته باشم.و احساس بیهودگی نکنم.

این رو بدونید هر کسی که نیت خیری داشته باشه موفق هست...به قول یکی از استادام(شک نکن)...

امروز میرم کارشناسی و فردا فوق و ......

اما میدونم به هر جا که رسیدم اول مدیون خدا و بعد خانوادم هستم.

بچه که بودم پدر بزرگم به من میگفت: باباجون سعی کن اگر دکتر شدی و مریضی اومد پیشت و پول نداشت اون رو درمان کنی تو برای پول کار نکن...خدا رو در نظر داشته باش.

اون آرزوی خوشبختیه من رو داره ...نه تنها اون همه خانواده...

از همین جا میخوام بگم پدر بزرگ عزیزم درسته که من دکتر نشدم اما به جاش مهندس میشم...من هدفم پول نیست بلکه کمک به دیگرانه و اگر این وسط پولی هم به دست بیارم با بقیه تقسیم میکنم...همیشه محتاج دعاهای شماها هستم.

دوستتون دارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:48 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»')


 

سلام

از دوستان ممنونم که لطف میکنن و به من سر میزنن.

تصمیم دارم از الان تا ولنتاین داستان های عشقی و برای هر کدومم یک آهنگ تازه  بگذارم ...به شرط این که همکاری های لازم باشه

پسر همسایه ما 7 سالشه  سرطان خون داره  چند روز اول رو مدرسه رفت اما بعد نتونست...الان تو بیمارستانه و میگن تا ۲ هفته دیگه بیشتر زنده نیست همه جا ازش قطع امید کردن حتی آمریکا گفته با این وضعیت نیارنش تا تشنج داره کاری نمیشه کرد.تورو خدا براش دعا کنید....امید همه به خداست.همین یه دونه بچه هست.بیچاره مادرش.

کاش ما حکمت خدا رو میدونستیم تا پذیرشمون در باره این موضوع هم بالا میرفت....و راحت قبول میکردیم.

تو این کار حکمتی هست .. آره شک نکنید به این.!.!.شاید اگر بزرگ بشه آدم خوبی نشه و خدا الان داره از این کار جلو گیری میکنه و شاید هم نه...در هر صورت این همون حکمتست که ما نمیدونیم.

امروز بغض عجیبی گلوم رو فشار میداد.به مادرش زنگ زدم و دوباره جویای حالش شدم.گفت: بیمارستان هم داره مرخصش میکنه و من گفتم یادتون که نرفته ببرینش مشهد...گفت: نه کارهام رو دارم انجام میدم تا ۲۴ساعت ببریمش و بر گردیم....همون موقع بود که دوستم زنگ زد و گفت: خواب دیده واسه من....آخه نذر اون بچه کرده بودم...

حضرت موسی از کنار رودخانه ای داشته عبور میکرده عده ای بچه داشتن بازی میکردن.در میان اونها پسری نابینا بود.حضرت موسی دلش به حال اون میسوزه و میگه خدایا چرا اون بچه نتونه با دیگران بازی کنه,گناه داره,اون پسر رو شفا بده.

خدا میگه موسی در کارهای ما دخالت نکن...

اما موسی باز اصرار میکنه.

خدا میگه باشه خودت خواستی پس حالا خوب تماشا کن.

در این لحظه بود که اون پسر شفا پیدا میکنه و با خوشحالی با بقیه بازی میکنه.در حین بازی با دوستش دعوا میکنه و اون رو میکشه....!!!!!!!!!

حضرت موسی با تعجب به این صحنه نگاه میکرده.

از جانب خدا ندایی میرسه که موسی ما گفتیم که در کارهای ما دخالت نکن.تو حکمت ما را نمیدانی. 

حالا این هم به همین صورت.فقط براش دعا کنید.من به همه میگم, شاید خدا به خاطر دل پاک کسی اون رو شفا بده...

 

آخرین بوسه

 

پريناز دختري كه در اولين نگاه عاشقش شدم همان عشق در نگاه اول معروفي كه هر كسي طعم شيرينش را براي يكبار در زندگي ميچشد بعضي محكم به آن ميچسبند رهايش نميكنند و يكي مثل من از او غافل ميشود و تا مادام العمر حسرت آن لحظه را خواهد خورد خدايا مرا ببخش اگر هنوز هم نگاهي بر چهره گناهكارم مياندازي....  

 

برای خواندن کامل داستان به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 3:10 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»') |


 

 

 

 

 

سلام دوستان عزیزم.امیدوارم این روزها حسابی خود سازی کرده باشید.

دوست داشتم زودتر از اینها آ پ کنم اما نشد

کنکوریها چه طورند؟

ان شا الله همه قبول بشن(محاله!!!)درست نوشتم؟!

.........................

خوب بریم سراغ خاطرات من:{ما همیشه تاسوعا و عاشورا به اطراف اصفهان میریم روز اول که تاسوعا بود به یکی از ده های اطراف اصفهان رفتیم به اسم اراضی اون جا همیشه شلوغه و مردم بسیار مهمان نوازی داره ( میدونید , همه روستا ییها مهمان نواز هستن خصوصآ در این ایام تعداد آنها خیلی بیشتر میشه...) اون ده به دو قسمت ۱. ده بالا  ۲. ده پایین  تقسیم میشه.

روز تاسوعا ده پایین و عاشورا ده بالا غذا میدهند..همه موظف هستن غذا درست کنن و اول از همه به حسینیه روستا ببرند.سپس عده ای از  مردم  به خصوص خانم هایی  که به حسینیه نرفتند رو به داخل خانه ها دعوت میکنن و از آنها پذیرایی میکنن.چه مهمان نوازیییییییییییییییی....باید باشید و ببینید.

همه اینها به یک طرف و از طرف دیگر  احترامی که برای حسینیه دارند قابل ستایش است.

در ظرف های بزرگ و بسیار زیبا, با تزیینات فوق العاده غذا رو به حسینیه میدهند.و در آنجا مسئولین غذا رو بین مردم تقسیم میکنند.

متاسفانه اون روز دوربین برده بودم اما فراموش کردم عکس بگیرم

آنها منتظر میمانند و همزمان با حسینیه از مهمان های داخل خانه پذیرایی میکنند...

چه اعتقاد قویی...

ما به همراه فامیلها به آنجا رفته بودیم و ساعت ۳ الا ۴ بود که برگشتیم...

من به تازگی چادر سر میکنم (چادر ملی شالی) و از این بابت بسیار خوشحالم. همه فامیل از این که من چادر سر کرده بودم کلی تعجب کردند...( دوستانم میگن نه به اون مو  فکل کردن و پوست برنز کردن و ....کارهای قبلت و نه به الان که چادر سر میکنی)خوب من به این باور رسیدم و خیلی راضی هستم.احساس میکنم خیلی به خدا نزدیکم و الان بیشتر خدا رو احساس میکنم.

 بگذریم

روز دوم که عاشورا بود ما داخل خانه بودیم و من خیلی دوست داشتم به بیرون برم و سوگواری مردم رو ببینم و در آن شرکت داشته باشم و برای وبلاگم تعدادی عکس و موضوع جمع آوری کنم...

هنگامی که به پدر و مادرم گفتم با موافت آنها روبرو شدم و همراه خواهر و برادر کوچکم به خیابان رفتیم.

هنگامی که به خیابان رفتم و همه چیز رو به دقت زیر نظر گرفتم متوجه شدم از ۱۰۰٪ مردم تنها ۵۰٪ و شاید هم کمتر برای خود امام حسین میان و بقیه.........نمیدونم شاید خدا این ها رو به من نشان داد تا به من خیلی چیزها ثابت بشه...

 

ابتدا به محلی رفتیم که هیئت ها به آنجا میامدند و من از هیئت ها و بچه هایی که همراه خانواده خود به آنجا آمده بودند عکس گرفتم ( به راستی چقدر خوب هست که ما کودکانمون رو با این واقعیت ها آشنا کنیم اونها آینده سازان کشورند ...امیدوارم تمام آینده سازان ما به بهترین شکل ممکن تربیت بشن و در همه کارهاشون خدا رو فراموش نکنند)

در این روز بزرگ همه و همه به سوگواری میپردازند حتی اقلیت های مذهبی ما... شیعه و سنی و ارمنی و ........

من از کودک افغانی که همراه خانواده اش به خیابان آمده بود عکس گرفتم چه چهره های معصومی دارند این فرشته های کوچک ما...

این هم عکس هایی از هیئت ها

به دلیل سردی هوا و این که ظهر و موقع غذا بود سریع از اونجا برگشتیم .

و اما در بین راه تا به ماشین برسیم از سوژه های مختلف عکس گرفتم.

خداییش اسم اصفهانی ها بد در رفته .... شما هر جا برید اکثر مردم همینطور هستند که الان عکس هاش رو میبینید....محرم خصوصآ ۱۰ روز اول رو بیشتر برای خوردن دوست دارن و وای به اون روزی که غذا بهشون نرسه

رحم نمیکنن هر ظرفی دستشون باشه میارن واسه غذا...از سطل و تشت گرفته تا به دیگ !!!!خنده نداره ها گریه داره...وای به حاله ما که بعد چه طور باید جواب خدا رو بدیم

من به شخصه اگر روزی بخواهم در این ایام نذری بدم به آدم هایی که با شکم پر آمدن و یک قابلمه هم به دست دارن نذر نمیدم, چون نه تنها ثواب نداره بلکه به نظر من گناه هم هست.

چرا ما این نذر یا حتی پول اون رو به کسانی که واقعآ احتیاج دارن نمیدیم؟چرا میخواهیم به نوعی ریا کنیم؟این همه روضه میگیریم که چی بشه؟هموطن و همشهری ما گرسنه هست بعد ما روضه میگیریم کلی پول آخوند و غذا و .......میدیم .....

خوب این به نظر شما گناه نداره؟

یک کمی بیاییم و با خودمون فکر کنیم . آخه تا کی به این کارها ادامه بدیم.آیا خود اما حسین راضی هست که کسی پول نداشته باشه حتی غذا تهیه کنه چه برسه به لباس و چیزهای دیگه بعد ما انقدر اصراف کنیم؟؟؟؟؟

ممکنه از بین ۱۰۰٪ مردمی که به اونجا میاند ۱۰٪ اونها محتاج باشن پس بقیه چی؟؟؟؟خیلی از آبرو دارهای ما صورت خودشون رو با سیلی سرخ نگه میدارن و دم نمیزنن......

ما اگر بخواهیم نذری بدیم به اولین کسانی که زنگ میزنیم فامیلها هست و میگیم فلان روز بیایین ما نذری میدیم....بابا اونها که سیرن...اونها که محتاج نیستن...این نذر رو بده به کسانی که احتیاج به یک لقمه غذا دارن.

حالا نذر دادی دستت درد نکنه , آقا و خانمی که نذر میگیری این مال امام حسین هست چرا باید اصراف بشه و زیر پا بریزیمش...وقتی میگم شکم ها سیر هست اینه...دیدید حالا.اونی که گرسنگی میکشه قدر یک دونه برنج رو هم داره.

شنیدم یهودی ها غذای اما حسین رو فریز میکنن و هر بار مقداریش رو واسه برکت و سلامتی داخل غذاهای روزمره میریزن و میخورند...اونی که یهودیه انقدر احترام قائل میشه بعد ما شیعه ها نباید به این برکت خدا احترام بگذاریم...واقعآ خجالت داره.

تو رو خدا صف رو نگاه کنید ... کسی ندونه میگه اینها چقدر گرسنگی کشیدن.تازه این صف آقایون مثلآ خیلی منظم و خوب بود.خانوم ها ۴صف کنار یکدیگر بودند و اصلآ انظباط نداشتند...من با چشم خودم دیدم که یک نفر بچه اش چند بار غذا گرفت.یک بار در صف آقایون و یک بار در صف خانوم ها تازه با فامیل اومده بود و آنها هم به نوبه خود غذا گرفتند..

نمونه ای از غذاهای روز عاشورا:

بعد از تمام این ماجرا ها به خانه رفتیم و بعد از خوردن غذا , کمی استراحت کردیم.آخه شب قرار بود باز هم به بیرون بریم.من از ۱۰ روز پیش گفته بودم که خیلی دوست دارم عصر عاشورا به شهدا بریم.( شهدای اصفهان جایی که شهیدان رو به خاک سپردن.تقریبآ نزدیک در وازه شیراز اصفهان است.)

آخه بیشتر هیئت ها به اونجا میان.و من از تماشای آنها لذت میبرم.

ساعت ۷:۳۰ بود که من و پدرم و خواهرم به طرف شهدا رفتیم...خیلی شلوغ بود چند تا خیابان اطراف شهدا رو بسته بودند و ما ماشین رو پارک کردیم و پیاده به راه افتادیم.هوا خیلی سرد بود به طوری که انگشت های پاهای من داخل کفشم بی حس بود...اما ارزش رفتن داشت.

من از هیئت های اونجا هم عکس و هم فیلم گرفتم....که اگر بشه فیلم رو هم براتون بعدآ میگذارم.

اگه کیفیت عکسها در شب خراب شده به بزرگیه خودتون ببخشید.

 

اول از هر چیزی من از پلیس های عزیز کشورمون تشکر کنم که واقعآ در این جور موقعیت ها با دقت بسیار انجام وظیفه میکنن...

این عکسی از شمع ها که  خانواده شهیدی بر سر قبر اون عزیز روشن کرده بودن.

اون شب چقدر خانواده شهدا اونجا حضور داشتن.}

عکس های هیئت ها

قمه

آیا این درسته؟

من زیاد در این باره چیزی نمیگم چون مطمئنم همه با من موافقید و نظر من رو دارید.

آیا درسته جسمی رو که خدا به امانت به ما داده انقدر اذیت کنیم.اگر برای امام حسین این کار رو میکنی پس کارهای دیگه ات چی میشه؟به حرف های مردم خرافاتی و کوته فکر گوش نکنید خودتون باشید.

این خانم هم قمه زدن ...در حضور همه؟؟آیا این درسته؟؟؟

میگن لپ بچه رو بوس نکنید مثل گل میمونه بعد درسته ما قمه بزنیم تو سرش؟؟اصلآ خودش راضی هست؟زبون داره بگه راضی هستم یا نه؟وای بر ما.........

به نظر شما این مادر هست؟؟؟احساس داره؟؟؟

اگر خدایی نکرده بلایی سر این بچه بیاد خودش رو میبخشه؟

ما دلائل محکمی دست خارجی ها میدیم که بهمون میگن وحشیها

اون ها حق دارند.

"آقاي بهجت را
دروغگو کردند، علامه طباطبايي را کافر!"


آينده: حجت الاسلام و المسلمين فاطمي
نيا در سخنان خود در شبهاي تاسوعا و عاشورا از نگاه هاي افراطي و تحريف شده به دين
به شدت انتقاد کردند.
وي با اشاره به اين که هدف قيام امام حسين(ع) نجات دين
از تحريفات بوده، به بيان درد و دل هاي خود و انتقاد از برخي کج فهمي ها به نام دين
پرداخت.
استاد فاطمي نيا اظهار داشت: اين افراد کج فهم حتي علامه طباطبايي
را کافر مي خواندند و به چهره اي چون آيت الله العظمي بهجت که مثل ايشان در حال
حاضر نداريم، تهمت دروغگويي مي زنند.
وي توضيح داد: يک سي دي درست کرده اند
که در آن يک روحاني سيد با محاسن از قول آقاي بهجت مي گويد: در جواني من، سيد
ابوالحسن اصفهاني گفت قمه بزنيد و 700 مجتهد قمه زدند و من هم لاي آنها رفتم و قمه
زدم.
استاد فاطمي نيا گفت: من بعدا خدمت آيت ا... بهجت رفتم و موضوع را از
ايشان پرسيدم. ايشان گفتند، سيد ابوالحسن مي خواست جلوي قمه زني را بگيرد، ولي
نتوانست. اما وقتي پيش فردي که در سي دي سخن گفته بود، رفتم، گفت : پس آقاي بهجت
دروغگو است و بايد نمازهايي که پشت سر ايشان خوانده ايم، اعاده کنيم!
سيد
عبدالله فاطمي نيا با انتقاد از اين گونه خشک مغزي ها گفت: ما اين همه دعا داريم،
آن وقت يک عده اي مي روند دنبال دعاهايي که يک مشکلي يا يک چيز جنجالي داشته باشد.
در حالي که من به آنها گفتم مگر قحطي دعا داريم که دنبال اين موارد مي رويد؟ يا من
در قم ديده ام که کليشه لعن عليه برخي درست مي کنند و روي در و ديوار را از آن پر
مي کنند. البته آن وهابي هم که زورش به اينها نمي رسد، مي رود در شهر ديگري چند
جوان شيعه را با بمب به کشتن مي دهد.
وي گفت: نهضت سيد الشهدا (ع) دقيقا در
مقابل تخريب عقايد عمل کرد و امروز هم وظيفه ما مقابله با کژانديشي هايي است که با
نام دين به خورد جوانان مي دهند.
حاشيه خبر:
فرد مذکور در اين خبر در يکي از سايت ها به تکذيب اين خبر پرداخته است اما
با توجه به شناختي که از او موجود است به اين تکذيب نبايد اعتماد نمود. 
زيرا وي در سي دي  حقيقت مظلوم نيز صريحا از مردم مي خواست که بروند و
نسبتهاي کذبش به آيت الله بهجت را از  معظم له بپرسند  که با هوشياري و
اقدام به موقع دوستان کذبش مشخص و دستش رو شد! و البته معاندت وي نسبت به
مسائل حکومتي نظام جمهوري اسلامي اختصاص به قمه زني ندارد بگونه اي که حتي
چند روز پيش نواري از وي به دست اينجانب رسيد که وي صريحا در آن با تمسخر
شعار انسجام اسلامي مردم را به خروج از حاکميت فرا خوانده و به توهين به
ساحت مقام معظم رهبري مي پرداخت!
 
روي شيشه غلتيدن!!!

امسال
محرم صدا و سيماي اصفهان در ضمن برنامه هايي که جهت نقد و بررسي عمل
ناهنجار قمه زني آماده شده بود به پخش تصاويري پرداخت که تعجب و افسوس
بسياري از دلسوزان فرهنگ و مذهب اين شهر را برانگيخت.

تصاويري
که در آن افرادي با بدن برهنه بر روي شيشه هاي خورد شده مي غلتيدند!!! آري
بر روي شيشه  هاي تيزي که خورده شده بودند! به گونه اي که حتي در يکي از
اين صحنه ها فردي بچه‌ي تقريبا 3 ساله‌اش را به بدن عريان بر روي شيشه ها
مي غلتاند و با حسين حسين گفتن اين کار را نوعي عزاداري مي پنداشت!

در تصاويري ديگر نيز آتشي گداخته تهيه شده بود و افرادي با پاي برهنه داخل آن مي شدند!

البته
هيچ کدام از اينها جاي تعجب ندارد زيرا همه اين حرکتها از آفات هدف
پنداشتن عزاداري هاست که چند وقتي است نه بلکه مدت هاست! به صورت گسترده
توسط بعضي نه بلکه خيلي ها! به مردم عزادار القاء مي شود. به گونه‌اي
که عزاداران فکر مي‎کنند آخر خط همين جاست،
و وقتي هم فکر کردند که ديگر آخر خط عزاداري است، جلوتر نمي‎روند و فقط در آن تنوع ايجاد مي‎کنند
و به جاي رشد کمالي و عمودي، رشد سطحي و افقي پيدا مي‎کنند. وقتي هم اين اتفاق افتاد
تنوع در عزاداري‎ها روز به روز بيشتر مي‎شود. اينجاست که عزاداري
به جاي «هادي‏» بودن به سرچشمه گرم و جوشان و ايمان‏خيز عاشورا، به «عايق‏» تبديل مي‌شود
و شور و عشق را از خود عبور نداده و دست و دل عزادار را به صحن و سراي «جوهره کربلا»
و «هويت عاشورا» نمي‌رساند؛ و به تعبير ديگر عزاداري به جاي اين‌که «پل عبور» باشد،
به‏ «اقامتگاه دائمي‏» تغيير شکل پيدا کرده است.


آري کساني که ديروز آنان را بر شکل گيري اين اعمال ناهنجار در
راستاي نگاهشان به عزاداري هشدار مي داديم بايد انتظار چنين اعمال را نيز
داشته باشند. زيرا از نظر افرادي که دست به اين بدعتها مي زنند زياد فرقي
بين قمه زني و اين اعمال وجود ندارد بلکه هدف هرچه بزرگتر، وحشتناک تر  و
فجيع تر انجام دادن عزاداري است، بگونه اي که از نگاه اينها سينه زني از
اشک ريختن برتر است و همچنين زنجير زدن از سينه زدن برتر ، قمه زدن از
زنجير زني برتر، روي شيشه غلتيدن از قمه زني برتر و قس علي هذا...
و  اينها همه مولود قمه زني و بلکه به تعبير درست تر هدف پنداشتن عزاداري است.

در
زير حتي فتواي يکي از علمايي که قمه زنان در اعمالشان بر ايشان استناد مي
کنند را در  برائت از اعمال ناهنجار و زشت مذکور مي بينيد:



 

دوستان عزیزم بهتره یه سری به این سایت بزنید  و گفته تمام علما رو بشنوید...آیا این ها مرجع تقلید ندارند؟

http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ghamezani/image113.jpg&imgrefurl=http://ghamezani.parsiblog.com/&usg=__IYL0cycsRNHwd8fYTW4yd2Oj9Z0=&h=450&w=335&sz=75&hl=fa&start=2&tbnid=0Zx5lxb-OvOFBM:&tbnh=127&tbnw=95&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2582%25D9%2585%25D9%2587%26gbv%3D2%26hl%3Dfa

 

نظراتتان را بنویسید

خدا نگهدار

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 5:9 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»') |


گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟
گفتم : آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني.
گفت : من رويا هستم يا آرزو؟
گفتم : روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است...


▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒


دوستان برای این که من رو بیشتر بشناسید از پروفایل مدیر وبلاگ دیدن کنید...
با تشکر






بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
پروفایل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


لینک دوستان

جاده زندگی
درد دل یه
یا لثارات الحسین
عشق صورتی
دنیای درون
SunSet1001
(بهاره جونم)
.•*. .*•.(¯`•. مهبان .•´¯).•*. .*•.
(وحید عزیز)
کاش همه کاشها روزی
پری کوچک دریایی
عکس
ღღღ آوازه دو پرنده ღღღ
(بی ریای عزیز)
ღ.•* *•.سینا ۩۞۩ تنهاღ.•* *•.๑๑
(سعید عزیز)
مهناز متقی دستجردی
(مهدی عزیز)
مهندس سعید(سعید عزیز)
(امیر عزیز)
ღ♥ღسرزمین تنهاییღ♥ღ
ّّّّ((...منم و یه دنیا حرف...))
یک رنگ ساده
در باب شعر و شاعری
حکایت عشق
(ساغر جونم)
شیاطین سرخ
نم نم بارون جونم
به نام آفريننده شعر و خوبي
برمودا
دل نوشته هاي باران
باران...نفس...تنهایی...غم
شاه پرك جونم
دختری از اعماق دریا
حزب باد
عاشق تنها
<> آتشکده شب <>
رهایی و عشق
ماجراهای آرتمیس
من و تو
opensky
باليوود در يك نگاه
خاطرات نانوک
صفحه ای از صفحات کهنه و پاره ی دل من
عشق رازیرباران بایدجست
فقط رپ
به نام او که هر چه داریم از اوست
فقط خدا،دوست دارررررررم


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : BEHNAZ