تبليغاتX
دست نوشته های دختری به نام بهناز دست نوشته های دختری به نام بهناز دست نوشته های دختری به نام بهناز

دست نوشته های دختری به نام بهناز

سلام دوستان

از این همه لطفی که داشتید و من رو تنها نگذاشتید ممنونم...مسافرت خوبی بود جای همه شما خیلی خیلی خالی بود.

برای همه دعا کردم...واسه کنکوریها و مریض ها و...........حتی از اونجا on شدم رفتم تو وبلاگ  و نظرات زیباتون رو خوندم و باز هم دعاااا (البته اگه خدا قبول کنه)

این دفعه هم با یک داستان اومدم

من پیشا پیش کریسمس رو به ارامنه عزیز  تبریک میگم..میدونید که من عاشق ارامنه هستمامشب شب یلدا هست امیدوارم عمرتون مثل شب یلدا طولانی باشه(اما عمر با عزت)

 

تقریبآ ۲۰ سالم بود...دختر آرومی بودم..صورت سفید با چشم و ابروی مشکی داشتم.قد بلند (۱۷۵س) همراه اندامی موزون و قابل تحمل

دوستان زیادی داشتم اما از بین اونها با دو نفر بیشتر جور بودم یا به قول معروف با هم  صمیمی بودیم.

من(زهرا) و زهره و فریده

هر کجا میرفتیم با هم بودیم و به ما تو محل میگفتن ۳خواهرما یکدیگر رو خیلی دوست داشتیم به طوری که از زمان جدایی میترسیدیم و اصلآ حرف اون رو نمیزدیم.

اما همیشه میگن از اونچه که میترسی به سرت میاد...یک روز زهره با عجله اومد خونه ما و گفت که واسش خاستگار میاد همونجا بود که بغض کردم و اشک تو چشمام جمع شد.فریده هم با شنیدن این خبر کلی ناراحت شد.از یک طرف خوشحال و از طرف دیگه ناراحت بودیم.

۵شنبه بود و قرار بود عصر ساعت۶ خاستگارها بیان...همه نگران بودیم من و فریده از پنجره همه چیز رو تحت کنترل داشتیم

خاستگارهاساعت ۶ اومدن و ساعت ۹ رفتند.

زهره اومد خونه فریده من هم اونجا بودم بهش گفتیم :خوب چه طور بود؟

اون هم گفت:عالی بود....ماه  آینده عقد میکنیماما من بدون شما چه کار کنم ؟آخه اونها مال شیراز هستن...

با گفتن این حرف من زدم زیر گریه و بعد هر ۳ با هم گریه کردیم

زهره عقد کرد و پس از ۱ سال به شیراز رفت.

حالا من بودم و فریده.البته ما با زهره با تلفن تماس داشتیم و اون از زندگیش میگفت...

چند ماه بعد زمانی که به زهره زنگ زدم متوجه شدم از زندگیش راضی نیست و میخواد طلاق بگیره....در همین زمان بود که برای فریده هم خاستگار اومد.......

 

ادامه دارد.....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 14:28 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»') |


سلام دوستان

 

از این همه لطف واقعآ ممنونم.اما دلیل این که دیر آپ کردم = درسها زیاد شده وامتحانات میان ترم کم کم شروع شده .ترم آخر هست وووووو کلی پرژه ه ه  

بگذریم

میخوام یک وبلاگ دیگه هم بزنم که مو ضوع اون در باره معماری هست...البته با کمک استاد خوبم جناب آقای دیلانچیان

راستییییییییی ۲۱ آذر واسه اولین بار میرم مشهدخیلی خوشحالم.واسه همه دعا میکنم البته اگه دعام قبول باشه

دوستتون دارم

 

 

time is very slow for those who wait very fast for those who are scared very long for those who lament very short for those who celebrate But for those who love .time is eternity William Shakespear گدشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند برای آنان که می هراسند بسیار تند برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است اما برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد . ویلیام شکسپیر

 

 

 

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست

 

 

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

 

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي اون نيست...

 

 

نهاده ايم قدم. از عدم بسوي عدم

حيات نام مده فصل انتقالي را

 نشان نيافتم اينبار هم ز گمشدهام

 هر انچه پرسه زدم عشق و آن حوالي را

 

 در آن غريبه به هر ياد

 

 آن خراب آباد

 نميشناخت دلم يک تن از اهالي را

بهار نيست زمستان پي زمستان است

 که خود به هم زده تقويم من توالي را

 دلم شکسته شد اين بار هم نجات نداد

 شراب عشق تو اين کوزه سفالي را

 

 این هم شعر استاد خوبم استاد جواد هست

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:58 توسط ('»-(¯`v´¯)-»')بهناز('»-(¯`v´¯)-»') |


گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟
گفتم : آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني.
گفت : من رويا هستم يا آرزو؟
گفتم : روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است...


▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒


دوستان برای این که من رو بیشتر بشناسید از پروفایل مدیر وبلاگ دیدن کنید...
با تشکر






بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
پروفایل مدیر وبلاگ.


آرشیو مطالب

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


لینک دوستان

جاده زندگی
درد دل یه
یا لثارات الحسین
عشق صورتی
دنیای درون
SunSet1001
(بهاره جونم)
.•*. .*•.(¯`•. مهبان .•´¯).•*. .*•.
(وحید عزیز)
کاش همه کاشها روزی
پری کوچک دریایی
عکس
ღღღ آوازه دو پرنده ღღღ
(بی ریای عزیز)
ღ.•* *•.سینا ۩۞۩ تنهاღ.•* *•.๑๑
(سعید عزیز)
مهناز متقی دستجردی
(مهدی عزیز)
مهندس سعید(سعید عزیز)
(امیر عزیز)
ღ♥ღسرزمین تنهاییღ♥ღ
ّّّّ((...منم و یه دنیا حرف...))
یک رنگ ساده
در باب شعر و شاعری
حکایت عشق
(ساغر جونم)
شیاطین سرخ
نم نم بارون جونم
به نام آفريننده شعر و خوبي
برمودا
دل نوشته هاي باران
باران...نفس...تنهایی...غم
شاه پرك جونم
دختری از اعماق دریا
حزب باد
عاشق تنها
<> آتشکده شب <>
رهایی و عشق
ماجراهای آرتمیس
من و تو
opensky
باليوود در يك نگاه
خاطرات نانوک
صفحه ای از صفحات کهنه و پاره ی دل من
عشق رازیرباران بایدجست
فقط رپ
به نام او که هر چه داریم از اوست
فقط خدا،دوست دارررررررم
آپلود نایت اسکرین
تیک تیک
صدای عاشقانه(علی لهراسبی)
.:کلبه ی عاشقان:.
*••*ღ♥ღ فرشته ی برفی*••*ღ♥ღ
شنل مشکی
×××خاطرات یه دختر لیمویی×××
رمز عشق
مینوس
سولماز و متروک
پیچک


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : BEHNAZ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس